
تهیه و تدوین مطلب:گروه نویسندگان
|
تاریخ انتشار : دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 |
نظرات (0)
|
برای رهایی ازفشارشب اول قبر،راههایی ذکرگردیده که دراین مجال به برخی ازآنهااشاره میگردد:

1ـ ترک برخی گناهان مانند:
سخنچینی: دوری مرد از زن: أمیرالمومنین(ع) قَالَ: «عَذَابُ الْقَبْرِ یَكُونُ مِنَ النَّمِیمَةِ وَ الْبَوْلِ وَ عَزْبِ الرَّجُلِ عَنْ أَهْلِهِ»؛ «عذاب قبر از سخن چینى و پرهیز نكردن از بول و دورى مرد از زنش پیدا میشود كه رختخواب خود را جدا نموده و در غذا و خواب از او دورى كند».(1)
ضایع کردن نعمتها: قَالَ رَسُولُ اللَهِ (صلی الله علیه و آله): «ضَغْطَةُ الْقَبْرِ لِلْمُۆْمِنِ كَفَّارَةٌ لِمَا كَانَ مِنْهُ مِنْ تَضْیِیعِ النِّعَمِ»؛ رسول خدا (صلّى الله علیه و آله» فرمودند: «فشار قبر براى مو من كفّاره تضییع نعمتهایى است كه نموده است».(2)
بدخلقی با خانواده: بر اساس گزارشات روایی فشار قبر سعد ـ یکی از یاران خوب رسول خدا ـ به علّت سوء خُلقى بود كه با اهل خانه خود داشت.(3)
2ـ به جا آوردن رکوع نماز به صورت تام و کامل
3ـ مداومت بر خواندن سوره زخرف
4ـ قرائت سوره نساء در هر جمعه
5ـ به جا آوردن نماز شب
6ـ خواندن سوره تکاثر هنگام خواب
7ـ گذاشتن دو چوب تر با میت در قبر
8ـ روزه گرفتن چهار روز از ماه رجب و دوازده روز از ماه شعبان(4)
*************************************************
پی نوشت ها:
1_(علل الشّرائع، ص 309.)
2_(همان.)
3_(الکافی، ج 3، ص 235.)
4_(مقاله «عذاب قبر»، محمدرضا کاشفی.)
تاریخ انتشار : جمعه 29 فروردین 1393 |
نظرات (0)
|

انسان به عنوان خلیفه الله وظیفه سنگینی بر دوش دارد و باید تلاش نماید تا با پرهیز از افتادن به دام شیطان مسیری را طی نماید که مرضی او باشد.
برخی گناهان ما غضب الهی را به همراه دارد اما خداوند به لطف خدا و پاسداشت برخی از بندگان خود از عذاب زمینیان منصرف می شود.
رسول اعظم صلی الله علیه و آله وسلم در روایتی به چهارگروه اشاره می فرمایند که مانع نزول عذاب الهی می شوند.
به درستی که خداوند عزو جل می فرماید:همانا من اراده می کنم که اهل زمین را گرفتار عذاب کنم و چون به (چهار گروه نگاه می کنم منصرف می شود):
آبادکنندگان (مساجدو )خانه هایم
شب زنده داران
وآنان که در راه من با هم دوستی می کنند
و به آمرزش طلبان در سحرگاهان که می نگرم
عذاب را از اهل زمین بر می گردانم
(بحار ج87ص 120)
تاریخ انتشار : جمعه 29 فروردین 1393 |
نظرات (0)
|

آنگاه که غرور کسی را له می کنی
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خردن شدن غرورش را نشنوی
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
تاریخ انتشار : جمعه 29 فروردین 1393 |
نظرات (1)
|

خدایا شکر...!
روزی مردی خواب عجیبی دید او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آن ها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آن ها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید، شما چه کار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک ها یی به زمین می فرستند. مرد پرسید شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان می فرستیم. مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته بیکار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟ فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی عده بسیار کمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافی است بگویند: خدایا شکر!
تاریخ انتشار : جمعه 29 فروردین 1393 |
نظرات (0)
|
خانوووووووم… شــماره بدم؟
خانوم خوشــــــگله! برسونمت؟
خوشــــگله! چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟

اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه میشنید!
...
برای مشاهده کامل متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
تاریخ انتشار : پنجشنبه 28 فروردین 1393 |
نظرات (0)
|

قلمت را بردار بنویس از همه خوبیها
زندگـــی ،عشق ، امیــــــد
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا هست
گل مریــــم ، گل رز
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنــــــا بنویس ...
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبـی بنویس که چو یاقوت و شقایق ســـرخ است
بنویس از لبخنــــد
از نگاهی بنویس.
که پر از عشق به هر جای جهان می نگرد....
قلمت را بردار روی کاغذ بنویس ...
زندگی با همه تلخی ها باز هم شیرین است
تاریخ انتشار : پنجشنبه 28 فروردین 1393 |
نظرات (0)
|

مثال جالب زیر از حاج آقا قرائتی نقل شده:
آدمها سه دسته اند:
- عینک!
- ملحفه!
- فرش!وقتی یک لکه ی چایی بنشیند روی عینکت، "بلافاصله" زود آن را با "دستمال کاغذی" پاک می کنی!
وقتی همان لکه بنشیند روی ملحفه، می گذاری "سر ماه" که لباس ها و ملحفه ها جمع شد، همه را با هم با "چنگ" (زمان قدیم!) می شویی!
وقتی همان لکه بنشیند روی فرش، می گذاری "سر سال" ، با "دسته بیل" به جانش می افتی!!!
خدا هم با بنده های مومنش مثل عینک رفتار می کند. بنده های پاک و زلالی که جایشان روی چشم است، تا خطا کردند، بلافاصله حالشان را می گیرد (والبته دردنیا و خفیف) .. دیگران را به موقعش تنبیه می کند آن هم با چنگ!! و آن گردن کلفت هایش را می گذارد تا چرک هایشان جمع شود (قرآن کریم: ما به کافران مهلت می دهیم تا بر کفر خویش بیافزایند) و سر سال (یا قیامت، یا هم دنیا و هم قیامت) حسسسسابی با دسته بیل(!) از شرمندگیشان در می آید!!!
تاریخ انتشار : پنجشنبه 28 فروردین 1393 |
نظرات (0)
|

تاریخ انتشار : پنجشنبه 28 فروردین 1393 |
نظرات (0)
|
|
|
محتواي اين وبلاگ منطبق بر قوانين جمهوري اسلامي ايران مي باشد. اين وبگاه در سايت ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي وزارت ارشاد ثبت شده است.
اکثر مطالب وبلاگ داراي منبع از کتب اسلامي و يا سايت هاي ارزشي و مفيد ديني است و کپي برداري از مطالب وبگاه فقط با ذکر منبع بلا مانع است
|
|