بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین...
به وبگاه کانون فرهنگی تبلیغی مردمی طه خوش آمدید.
اللهم عرّفنی نفسک فانک ان لم تعرّفنی نفسک لم اعرف نبیک. اللّهم عرّفنی نبیک فانک ان لم تعرّفنی نبیک لم اعرف حجتک. اللهم عرّفنی حجتک فانک ان لم تعرّفنی حجتک ضللت عن دینی؛
"پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، نمیتوانم پیغمبرت را بشناسم. پروردگارا! پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را به من نشناسانی، نمیتوانم حجت تو را بشناسم. پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناسانی، دین خود را از دست میدهم، و گمراه خواهم شد".
رسول اکرم می فرمایند : اخرالزمان مردمان، شب مومن اند و صبح کافر
فکر می کردم چگونه ممکن است؟ تا به این نتیجه رسیدم ای دل غافل خود ما را می گوید که نمازمغرب مان جماعت است و نماز صبحمان قضا چرا که فاصله ایمان تا کفر نمازست، نماز شیطان می نشیند روی مژه هایم
قبل ازنماز صبح !
خدایا از نماز صبح هایم فقط این خمیازه هایش باحضور قلب بودند...
گنج بزرگ دنیا از زبان امام صادق (ع) ♥•٠· امام صادق علیه السلام فرمودند: 1-بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم. 2و تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه گیری مثبت و سازنده یافتم. 3-و سنگینی ترازوی اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهی به یگانگی خدا تعالی و رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله یافتم. 4- و سرعت در ورود به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در کار خالصانه برای خدای تعالی یافتم. 5-و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت انفاق برای خشنودی خدای تعالی یافتم. برگ عیشی به گور خویش فرست کس نیارد ز پس، تو پیش فرست 6-و شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترک گناه یافتم. 7-و رقت (نرمی) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم. 8- و روشنی قلب را جستجو نمودم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم. 9- و آسانی عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم. 10-و روشنی رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم. 11-و فضیلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم. 12-و دوستی خدای تعالی را جستجو کردم، پس آن را در دشمنی با گنهکاران یافتم. 13-و سروری و بزرگی را جستجو نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم. 14- و آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در کمی ثروت یافتم. 15-و کارهای پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شکیبایی یافتم. 16-و بلندی قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم. 17-و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزکار یافتم . 18-و آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم. 19- و برتری و بزرگواری را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنی یافتم. 20-و عزت (ارجمندی) را جستجو نمودم، پس آن را در راستی و درستی یافتم. 21-و نرمی و فروتنی را جستجو نمودم، پس آن را در روزه یافتم. 22-و توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم. قناعت توانگر کند مرد را خبر کن حریص جهانگرد را 23- و آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم. 24-و همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم. 25-و خوشنودی خدا تعالی را جستجو نمودم، پس آن را در نیکی به پدر و مادر یافتم. منبع: مستدرک الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح13810
آقای کافی نقل می کردند: داشتم میرفتم قم، ماشین نبود، ماشین های شیراز رو سوار شدیم. یه خانمی هم جلوی ما نشسته بود،اون موقع هم که روسری سرشون نمی کردن! هی دقیقه ای یکبار موهاشو تکون می داد و سرشو تکون می داد و موهاش می خورد تو صورت من. هی بلند می شد می شست، هی سر و صدا می کرد. می خواست یه جوری جلب توجه عمومی کنه. برگشت، یه مرتبه نگاه کرد به منو خانمم که کنار دست من نشسته (خب چادر سرش بود و پوشیه هم زده بود به صورتش) گفت: آقا اون بقچه چیه گذاشتی کنارت؟ بردار یکی بشینه. نگاه کردم دیدم به خانم ما میگه بقچه! گفتم: این خانم ماست. گفت: پس چرا اینطوری پیچیدیش؟ همه خندیدند. گفتم: خدایا کمکمون کن نذار مضحکه اینا بشیم. یهو یه چیزی به ذهنم رسید. بلند گفتم: آقای راننده! زد رو ترمز. گفتم: این چیه بغل ماشینت؟ گفت: آقاجون، ماشینه! ماشین هم ندیدی تو، آخوند؟! گفتم: چرا؟! دیدم. ولی این چیه روش کشیدن؟ گفت: چادره روش کشیدن دیگه! گفتم: خب، چرا چادر روش کشیده؟ گفت: من باید تا شیراز گاز و ترمز کنم، چه می دونم! چادر کشیدن کسی سیخونکش نکنن ، انگولکش نکنن ، خط نندازن روشو ... گفتم: خب، چرا شما نمی کشی رو ماشینت؟ گفت: حاجی جون بشین تو رو قرآن. این ماشین عمومیه! کسی چادر روش نمی کشه! اون خصوصیه روش چادر کشیدن! "منم زدم رو شونه شوهر این زنه گفتم: این خصوصیه، ما روش چادر کشیدیم".
حاتم اصم (ره) را پرسیدند : نماز چگونه میخوانی ؟ گفت : چون وقت نماز شود ، وضوی ظاهر کنم و وضوی باطن ؛ ظاهر را به آب پاک می کنم و باطن را به توبه . آنگاه به مسجد میروم و با چشم دل مسجدالحرام را مشاهده میکنم و مقام ابراهیم را در میان دو ابروی خود می نهم و بهشت را بر سمت راست خود و دوزخ را در سمت چپ خود و صراط را زیر قدم خود و ملک الموت را پشت سر خود می بینم و دل را به خدا می سپارم . آنگاه تکبیری می گویم با تعظیم و قیامی با حرمت و قرائتی با هیبت و سجودی با تضرع و رکوعی با تواضع و جلوسی با حلم و سلامی با شکر بگویم.
حلاوت نمازی زیبا و عاشقانه روزیتان انشاالله التماس دعا
♥•٠· امیرالمومنین(ع) : عجب دارم از کسی که از رحمت خدا ناامید می شود و حال آنکه محو کننده گناهان را در اختیار دارد. از حضرت پرسیده شد : محوکننده گناهان چیست؟ فرمودند: توبه و استغفار و نیز فرمود: خود را با استغفار معطر و خوشبو سازید تا بوهای بَدِ گناهان شما را رسوا نکند.
♥•٠· علّامه جعفری میفرمودند: عشق حلال به این است که انسان (مثلاً) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: آی!!! پنجاه میلیونی!!!. چقدر بدش میآید؟!! در واقع میفهمد که این حرف توهین در حقّ اوست. حالا که تکلیف عشق حلال امّا دنیوی معلوم شد، ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی ارزش است!
محتواي اين وبلاگ منطبق بر قوانين جمهوري اسلامي ايران مي باشد. اين وبگاه در سايت ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي وزارت ارشاد ثبت شده است.
اکثر مطالب وبلاگ داراي منبع از کتب اسلامي و يا سايت هاي ارزشي و مفيد ديني است و کپي برداري از مطالب وبگاه فقط با ذکر منبع بلا مانع است