خداوندا! با تدبیر خود از تدبیرهای ناقصم بی نیازم فرما و از اختیار خود بهره مندم بساز. نیایش امام حسین علیه السلام در صحرای عرفات/آخرین بروزرسانی وبگاه:تابستان 1400
تهیه و تدوین مطلب:گروه نویسندگان

اَلسلام عَلیک یا اَباعَبدِاللّهِ یا حُسَینَ بنَ عَلِیٍّ اَیُّهَا الشَّهیدُ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ

ضمن عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک شعبان

و ولادت با سعادت حضرت امام حسین(علیه السلام)

شما بینندگان محترم میتوانید برای مشاهده کامل ویژه نامه به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 




:: بازدید از این مطلب : 1423
تاریخ انتشار :
| نظرات (0)
تهیه و تدوین مطلب:گروه نویسندگان

رسول اکرم می فرمایند :
اخرالزمان مردمان، شب مومن اند و صبح کافر


فکر می کردم چگونه ممکن است؟
تا به این نتیجه رسیدم ای دل غافل خود ما را می گوید که
نمازمغرب مان جماعت است و نماز صبحمان قضا
چرا که فاصله ایمان تا کفر نمازست، نماز
شیطان می نشیند روی مژه هایم

قبل ازنماز صبح !

خدایا از نماز صبح هایم
فقط این خمیازه هایش باحضور قلب بودند...




:: بازدید از این مطلب : 2064
تاریخ انتشار :
| نظرات (0)
تهیه و تدوین مطلب:گروه نویسندگان

خشم از شیطان است و شیطان از آتش

و آتش را به آب خاموش توان کرد

وقتی خشمگین شدید ، وضو بگیرید.

 




:: بازدید از این مطلب : 2203
تاریخ انتشار :
| نظرات (1)
تهیه و تدوین مطلب:گروه نویسندگان

گنج بزرگ دنیا از زبان امام صادق (ع)
♥•٠·
امام صادق علیه السلام فرمودند:
1-بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.
2و تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه گیری مثبت و سازنده یافتم.
3-و سنگینی ترازوی اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهی به یگانگی خدا تعالی و رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله یافتم.
4- و سرعت در ورود به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در کار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.
5-و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت انفاق برای خشنودی خدای تعالی یافتم.
برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس، تو پیش فرست
6-و شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترک گناه یافتم.
7-و رقت (نرمی) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم.
8- و روشنی قلب را جستجو نمودم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.
9- و آسانی عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم.
10-و روشنی رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.
11-و فضیلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم.
12-و دوستی خدای تعالی را جستجو کردم، پس آن را در دشمنی با گنهکاران یافتم.
13-و سروری و بزرگی را جستجو نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.
14- و آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در کمی ثروت یافتم.
15-و کارهای پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شکیبایی یافتم.
16-و بلندی قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.
17-و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزکار یافتم .
18-و آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.
19- و برتری و بزرگواری را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنی یافتم.
20-و عزت (ارجمندی) را جستجو نمودم، پس آن را در راستی و درستی یافتم.
21-و نرمی و فروتنی را جستجو نمودم، پس آن را در روزه یافتم.
22-و توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم.
قناعت توانگر کند مرد را
خبر کن حریص جهانگرد را
23- و آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.
24-و همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم.
25-و خوشنودی خدا تعالی را جستجو نمودم، پس آن را در نیکی به پدر و مادر یافتم.
منبع: مستدرک الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح13810




:: بازدید از این مطلب : 1918
تاریخ انتشار :
| نظرات (0)
تهیه و تدوین مطلب:گروه نویسندگان

آقای کافی نقل می کردند:
داشتم میرفتم قم، ماشین نبود، ماشین های شیراز رو سوار شدیم. یه خانمی هم جلوی ما نشسته بود،اون موقع هم که روسری سرشون نمی کردن!
هی دقیقه ای یکبار موهاشو تکون می داد و سرشو تکون می داد و موهاش می خورد تو صورت من. هی بلند می شد می شست، هی سر و صدا می کرد.
می خواست یه جوری جلب توجه عمومی کنه.
برگشت، یه مرتبه نگاه کرد به منو خانمم که کنار دست من نشسته (خب چادر سرش بود و پوشیه هم زده بود به صورتش)
گفت: آقا اون بقچه چیه گذاشتی کنارت؟
بردار یکی بشینه.
نگاه کردم دیدم به خانم ما میگه بقچه!
گفتم: این خانم ماست.
گفت: پس چرا اینطوری پیچیدیش؟
همه خندیدند.
گفتم: خدایا کمکمون کن نذار مضحکه اینا بشیم.
یهو یه چیزی به ذهنم رسید.
بلند گفتم: آقای راننده!
زد رو ترمز.
گفتم: این چیه بغل ماشینت؟
گفت: آقاجون، ماشینه!
ماشین هم ندیدی تو، آخوند؟!
گفتم: چرا؟! دیدم.
ولی این چیه روش کشیدن؟
گفت: چادره روش کشیدن دیگه!
گفتم: خب، چرا چادر روش کشیده؟
گفت: من باید تا شیراز گاز و ترمز کنم، چه می دونم!
چادر کشیدن کسی سیخونکش نکنن ،
انگولکش نکنن ،
خط نندازن روشو ...
گفتم: خب، چرا شما نمی کشی رو ماشینت؟
گفت: حاجی جون بشین تو رو قرآن.
این ماشین عمومیه!
کسی چادر روش نمی کشه!
اون خصوصیه روش چادر کشیدن!
"منم زدم رو شونه شوهر این زنه گفتم: این خصوصیه، ما روش چادر کشیدیم".




:: بازدید از این مطلب : 2051
تاریخ انتشار :
| نظرات (0)
تهیه و تدوین مطلب:گروه نویسندگان

بگو : اى بندگان من كه [با ارتكاب گناه‏] بر خود تجاوز كار بوده‏اید! از رحمت خدا ناامید نشوید. یقیناً خدا «همه گناهان» را مى‏آمرزد زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است‏ .»
« قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ ؛
آیه (53/زمر)




:: بازدید از این مطلب : 2135
تاریخ انتشار :
| نظرات (0)
تهیه و تدوین مطلب:گروه نویسندگان

حاتم اصم (ره) را پرسیدند : نماز چگونه میخوانی ؟
گفت : چون وقت نماز شود ،
وضوی ظاهر کنم و وضوی باطن ؛
ظاهر را به آب پاک می کنم و باطن را به توبه .
آنگاه به مسجد میروم
و با چشم دل مسجدالحرام را مشاهده میکنم
و مقام ابراهیم را در میان دو ابروی خود می نهم
و بهشت را بر سمت راست خود و دوزخ را در سمت چپ خود و صراط را زیر قدم خود
و ملک الموت را پشت سر خود می بینم
و دل را به خدا می سپارم .
آنگاه تکبیری می گویم
با تعظیم و قیامی با حرمت
و قرائتی با هیبت
و سجودی با تضرع
و رکوعی با تواضع
و جلوسی با حلم
و سلامی با شکر بگویم.


حلاوت نمازی زیبا و عاشقانه روزیتان انشاالله
التماس دعا




:: بازدید از این مطلب : 2131
تاریخ انتشار :
| نظرات (0)
تهیه و تدوین مطلب:گروه نویسندگان

♥•٠·
گیـر ما از جعبـه ی تقسیـم نیست
سیـم سیـار دل ما ؛ سیـم نیست
این خدا این هم هزاران طـول مـوج
دیش ما سمتــ خدا تنظیـم نیستــ . . .



:: بازدید از این مطلب : 1975
تاریخ انتشار :
| نظرات (0)
تهیه و تدوین مطلب:گروه نویسندگان

♥•٠·
امیرالمومنین(ع) : عجب دارم از کسی که از رحمت خدا ناامید می شود و حال آنکه محو کننده گناهان را در اختیار دارد. از حضرت پرسیده شد :
محوکننده گناهان چیست؟
فرمودند: توبه و استغفار
و
نیز فرمود: خود را با استغفار معطر و خوشبو سازید تا بوهای بَدِ گناهان شما را رسوا نکند.

عین الحیوة صفحه 187




:: بازدید از این مطلب : 2186
تاریخ انتشار :
| نظرات (0)
تهیه و تدوین مطلب:گروه نویسندگان

♥•٠·
علّامه جعفری می‌‌‌فرمودند:
عشق حلال به این است که انسان (مثلاً) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد.
حال اگر به انسان بگویند: آی!!! پنجاه میلیونی!!!. چقدر بدش می‌‌‌آید؟!!
در واقع می‌‌‌فهمد که این حرف توهین در حقّ اوست.
حالا که تکلیف عشق حلال امّا دنیوی معلوم شد،
ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی‌‌‌ ارزش است!




:: بازدید از این مطلب : 2643
تاریخ انتشار :
| نظرات (0)

براي دانلود کليک کنيد
محتواي اين وبلاگ منطبق بر قوانين جمهوري اسلامي ايران مي باشد. اين وبگاه در سايت ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي وزارت ارشاد ثبت شده است. اکثر مطالب وبلاگ داراي منبع از کتب اسلامي و يا سايت هاي ارزشي و مفيد ديني است و کپي برداري از مطالب وبگاه فقط با ذکر منبع بلا مانع است