خداوندا! با تدبیر خود از تدبیرهای ناقصم بی نیازم فرما و از اختیار خود بهره مندم بساز. نیایش امام حسین علیه السلام در صحرای عرفات/آخرین بروزرسانی وبگاه:تابستان 1400
تهیه و تدوین مطلب:گروه نویسندگان
http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/91-12/20/AMINI-.jpg

علامه امینی میگوید:شبی در عالم رویا دیدم که امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مکانی خوش آب و هوا، روی صندلی

نشسته و من هم خدمت آن جناب ایستاده‌ام، در کنار ایشان دو کوزه بود، فرمود: این کوزه‌ها  را بردار و برو از آنجا آب

بیاور و اشاره به محلی فرمود که بسیار باصفا و با طراوت بود، استخری پرآب و   درختانی بسیار شاداب در اطراف آن

بود که صفا و شادابی محیط و گیاهان قابل بیان و وصف نیست. کوزه‌ها را  برداشته و رو به آن محل نهادم آنها را پرآب

نموده حرکت کردم تا به خدمت امیرالمومنین(علیه السلام) باز گردم. ناگهان دیدم هوا رو به گرمی نهاده و هر لحظه

گرمی هوا و سوزندگی صحرا بیشتر می‌شد،

دیدم از دور کسی به طرف من می‌آید و هرچه او به من نزدیکتر می‌شد هوا گرمتر می شد گویی

همه این حرارت از آتش اوست...

 

 

برای مشاهده کامل متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 


http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/91-12/20/AMINI-.jpg

علامه امینی میگوید:شبی در عالم رویا دیدم که امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مکانیخوش آب و هوا، روی صندلی

نشسته و من هم خدمت آن جناب ایستاده‌ام، در کنار ایشان دو کوزه بود، فرمود: این کوزه‌ها  را بردار و برو از آنجا آب

بیاور و اشاره به محلی فرمود که بسیار باصفا و با طراوت بود، استخری پرآب و   درختانی بسیار شاداب در اطراف آن

بود که صفا و شادابی محیط و گیاهان قابل بیان و وصف نیست. کوزه‌ها را  برداشته و رو به آن محل نهادم آنها را پرآب

نموده حرکت کردم تا به خدمت امیرالمومنین(علیه السلام) باز گردم. ناگهان دیدم هوا رو به گرمی نهاده و هر لحظه

گرمی هوا و سوزندگی صحرا بیشتر می‌شد،

دیدم از دور کسی به طرف من می‌آید و هرچه او به من نزدیکتر می‌شد هوا گرمتر می شد گویی همه این حرارت از

آتش اوست.در خواب به من الهام شد که او شمر، قاتل حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) است، وقتی به من رسید

دیدم هوا به قدری گرم و سوزان شده است که دیگر قابل تحمل نیست، آن ملعون هم از شدت تشنگی به هلاکت

نزدیک شده بود، رو به من نمود که از من آب بگیرد، من مانع شدم و گفتم: اگر هلاک هم شوم نمی گذارم از این آب

قطره‌ای بنوشد.

http://img.tebyan.net/Big/1390/02/938322273237171191209189247023122414215724.jpg

حمله شدیدی به من کرد و من ممانعت می نمودم، دیدم اکنون کوزه‌ها را از دست من می‌گیرد لذا آنها را به هم

کوبیدم، کوزه‌ها شکسته و آب آنها به زمین ریخت چنان آب کوزه‌ها بخار شد که گویی قطره آبی در آنها نبوده است،

او که از من ناامید شد رو به استخر نهاد، من بی‌اندازه ناراحت و مضطرب شدم که مبادا آن ملعون از آب استخر

بیاشامد و سیراب گردد، به مجرد رسیدن او به استخر، آب استخر خشک شد چنان که گویی سالها است

یک قطره آب در آن نبوده است. درختان هم خشک شده بودند او از استخر مأیوس شد و از همان راه

که آمده بود بازگشت، هرچه دورتر می‌شد، هوا رو به صافی و شادابی و درختان و آب استخر به طراوت اول

بازگشتند، به حضور امیرالمؤمنین(علیه السلام) شرفیاب شدم، فرمودند:

خداوند متعال این چنین آن ملعون را جزا و عقاب می‌دهد، اگر یک قطره آب آن استخر را می‌نوشید

از هر زهری تلخ تر و هرعذابی برای او دردناک تر بود. بعد از این فرمایش از خواب بیدار شدم.

 

منبع:منتظران ظهور

 



:: بازدید از این مطلب : 3088
تاریخ انتشار : دوشنبه 04 آذر 1392
| نظرات (0)
از طریق فرم زیر در بهبود کیفیت محتوای وبگاه یاریمان کنید.


براي دانلود کليک کنيد
محتواي اين وبلاگ منطبق بر قوانين جمهوري اسلامي ايران مي باشد. اين وبگاه در سايت ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي وزارت ارشاد ثبت شده است. اکثر مطالب وبلاگ داراي منبع از کتب اسلامي و يا سايت هاي ارزشي و مفيد ديني است و کپي برداري از مطالب وبگاه فقط با ذکر منبع بلا مانع است