بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین...
به وبگاه کانون فرهنگی تبلیغی مردمی طه خوش آمدید.
اللهم عرّفنی نفسک فانک ان لم تعرّفنی نفسک لم اعرف نبیک. اللّهم عرّفنی نبیک فانک ان لم تعرّفنی نبیک لم اعرف حجتک. اللهم عرّفنی حجتک فانک ان لم تعرّفنی حجتک ضللت عن دینی؛
"پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، نمیتوانم پیغمبرت را بشناسم. پروردگارا! پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را به من نشناسانی، نمیتوانم حجت تو را بشناسم. پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناسانی، دین خود را از دست میدهم، و گمراه خواهم شد".
دخترک رو به من کرد و گفت : واقعا آقا ؟! گفتم: ببخشید چی واقعا ؟! گفت: واقعا شما بچه مذهبیها از دخترای چادر به سر بیشتر از ما خوشتون میاد ! گفتم: بله گفت: اگه آره، پس چرا پسرایی که از ما ها خوششون میاد از کنار ما که میگذرند محو ما میشن، ولی همین خود تو و امثال تو از چند متری یه دختر چادری که رد میشید فقط سر پایین میندازید و رد میشید ! گفتم: آره راست میگی ، سر پایین انداختن کمه ! گفت: کمه ؟ ببخشید متوجه نمیشم ؟ گفتم: برای تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا(س) سر پایین انداختن کم است باید زانو زد ♥•٠·
بعد از نماز عصر سوره ی عصر بخوانیم ♥•٠· به توصیه ی آیت الله نجفی مرعشی از ثواب خواندن سوره عصر بی بهره نمانید: برانگیخته شدن با چهره خندان و درخشان در قیامت-اعطای حسنات –عاقبت به خیر شدن –از جمله پیروان حق و حقیقت شدن ان شاءالله التماس دعا
پدرم مرد دانایی بود گه گداری پندم میداد همیشه میگفت : پسر جان مبادا با آبروی کسی بازی کنی مبادا دختر مردم بشه چک نویس احساساتت مبادا دختری رو دلبسته خودت کنی و فرداها نتونی جوابگو باشی
یک روز در جواب همه ی نصیحت هاش ، نیشخندی زدم و گفتم : ای بابا ؛ دوره ی این حرفا گذشته دخترای این دوره زمونه خودشون چراغ سبز میدن خودشون دلشونه... خودشون از خداشونه... ♥•٠·
پدرم تو چشمام نگاه کرد و گفت : پسر جان زلـیـخـا زیاده ، تو " یـوسـف " باش...!!!
همین که این جمله رو شنیدم مو به تنم سیخ شد زبونم بند اومد دیگه هیچ جوابی نداشتم که بدم واقعا هم حق میگفت همیشه زلـیـخـا زیاد بوده و هست ؛ اون منم که باید " یـوسـف " باشم.....
شهید آیت الله دستغیب در کتاب "داستان های شگفت" خود این گونه می نویسد : ♥•٠· « زن و شوهری برای زیارت امام حسین (علیه السلام) ساکن کربلا می شوند. روزی مرد وارد قصابی می شود و مقداری گوشت می خرد و به حرم امام حسین (علیه السلام) می رود، بعد از زیارت به خانه برگشته و گوشت را به همسرش می دهد و می گوید آبگوشتی درست کن. ظهر که می شود همسرش به مرد می گوید گوشت نپخته است و مرد می گوید اشکالی ندارد صبر کن تا شب بپزد. شب که می روند سراغ گوشت می بینند گوشت اصلا نپخته است و مرد قصاب را سرزنش می کنند که گوشت بی کیفیت به آنها داده است و می گذارند تا صبح بپزد. صبح بیدار شدند دیدند گوشت هنوز نپخته است. مرد ظرف غذا را می برد قصابی و می گذارد روی میز و می گوید مرد حسابی ما زائر امام حسین (علیه السلام) هستیم بی انصافی است به ما گوشت بی کیفیت بدهی، از دیروز صبح که گوشت را خریدم تا امروز صبح گوشت اصلا نپخته است. قصاب لبخندی زد و به او گفت وقتی گوشت را خریدی مستقیم رفتی داخل حرم امام حسین (علیه السلام) ؟ زائر گفت چطور ؟ بله رفتم. قصاب گفت مگر نمی دانی گوشتی که وارد حرم امام حسین (علیه السلام) شود آتش به او کارساز نیست، اگر می دانستم قصد زیارت داری به تو می گفتم. » * یادآور می شوم که در روایات آمده است سوزاندن بدن زائر امام حسین (علیه السلام) بر آتش جهنم حرام است * صَلَّی اللهُ عَلَیکَ یا اَباعَبدِلله ... صَلَّی اللهُ عَلَیکَ یا اَباعَبدِلله ... صَلَّی اللهُ عَلَیکَ یا اَباعَبدِلله وَ عَلی جَدِّکَ وَ اَبیک وَ عَلی اُمِّکَ وَ اَخیک وَ عَلی ذُریَّتک وَ بَنیک وَ عَلی المُستَشهَدینَ فیک وَ رَحمَتُ اللهِ وَ بَرَکاتُه
محتواي اين وبلاگ منطبق بر قوانين جمهوري اسلامي ايران مي باشد. اين وبگاه در سايت ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي وزارت ارشاد ثبت شده است.
اکثر مطالب وبلاگ داراي منبع از کتب اسلامي و يا سايت هاي ارزشي و مفيد ديني است و کپي برداري از مطالب وبگاه فقط با ذکر منبع بلا مانع است