بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین...
به وبگاه کانون فرهنگی تبلیغی مردمی طه خوش آمدید.
اللهم عرّفنی نفسک فانک ان لم تعرّفنی نفسک لم اعرف نبیک. اللّهم عرّفنی نبیک فانک ان لم تعرّفنی نبیک لم اعرف حجتک. اللهم عرّفنی حجتک فانک ان لم تعرّفنی حجتک ضللت عن دینی؛
"پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، نمیتوانم پیغمبرت را بشناسم. پروردگارا! پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را به من نشناسانی، نمیتوانم حجت تو را بشناسم. پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناسانی، دین خود را از دست میدهم، و گمراه خواهم شد".
بخش نرم افزار وبگاه کانون فرهنگی تبلیغی مردمی طه؛ مجموعه مداحی های صوتی بسیار زیبا از مداحان مختلف اهل بیت (ع) به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم (کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا) در اخنیار کاربران قرار داده است.
این مجموعه شامل بهترین مداحی های حاج محمود کریمی در ماه محرم از سال 81 تا 92 می باشد ، که در قالب زیپ به صورت سالیانه دسته بندی شده و با کیفیت متوسط و خوب ارائه شده است.
در حالیکه مولوی عبدالحمید اسماعیلی زهی رئیس دارالعلوم زاهدان ، آزادانه تروریست پرورش می دهد با مخالفین ایران خوش و بش می کند و خارج از حیطه اختیارات خودش با به دیدار روسای کشورهای عربی می رود و دیدارهای خصوصی در کشورهای خارجی دارد و شاگردانش همه انتحاری و تروریست شده اند و دائما بر علیه دولت و نظام سخنرانی می کند و خط و نشان می کشد و با ترور های وحشیانه پیام های خودش را به ملت ایران صادر می کند و در عربستان به دیدار دشمنان قسم خورده ایران و شیعه می رود و دامادش برای کشورهای خارجی و وهابی های عربی جاسوسی می کند و بستگان نزدیکش با شبکه های تروریستی وهابی کلمه و نور دائما در حال مصاحبه و تولید برنامه هست و دلارهای نفتی سعودی را در دالان های مخفی دارالعلوم زاهدان دائما در حال مخفی کردنش هست و مولوی های انتحاری به افغانستان و پاکستان صادر می کند ، اما با آرامش خاطر در ایران زندگی می کند و راست راست جلوی چشمان بازماندگان شهدای چابهار و تاسوکی و زاهدان و مسجد امیرالمومنین و ملت ایران راه می رود و به ریش همه می خندد و از الطاف مذهب حقه شیعه اثنی عشری در ایران بهره می برد ، آن طرف تر در کشوری که قرن های متمادی نامش حجاز بود و اکنون خانه شخصی آل سعود شده است که زن بارگی این خاندان شهره ی عام خاص شده ، شیخ باقر النمر به جرم دفاع از حق و حقوق اولیه شیعیان محکوم به اعدام شده است ! چون به جنایت های آل سعود و وهابی ها اعتراض کرده است و از مردم خواسته است که در قبال خباثت ها و جنایت های آل سعود و ملک عبدالله ملعون و وهابی ها سکوت نکنند ! فرق بین شیعه و وهابی های سعودی حداقلش در همین است که مولوی عبدالحمید با این همه گستاخی ها در قبال مردم ایران ، خیلی راحت زندگی می کند و خط و نشان می کشد ولی در عربستان شیخ باقر النمر بخاطر دفاع از حقوق اولیه مردم باید اعدام شود !♥•٠
کمتر کسی را میتوان در عربستان یافت که شیخ نمر باقر النمر را نشناسد، همه زبان گزنده او علیه آل سعود و مبارزات وی علیه رژیم سعودی را میشناسند. شیخ "نمر باقر النمر" روحانی شیعی برجسته عربستانی، در سال 1379 هجری قمری مصادف با 1968 میلادی، در شهر "العوامیه" در استان القطیف در شرق عربستان در خانوادهای اهل علم و دین به دنیا آمد که از آن علمایی چون "آیتالله شیخ محمد بن ناصر آل نمر" (قدس سره) و خطبای حسینی چون جدش حاج "علی بن ناصر آل نمر" سر بر آورده بودند.
مشک را که پــُر آب کــرد ، از خوشحالی حتــی حواسش نبــود ، دستانــش را قطع کرده انــد ! بعد از ریختــه شدن آب هم آنقدر ناراحت بــود که باز فرصت نــکرد سراغی بگیــرد از بازوانــش ! فقط وقتـی امـام حسیــن علیه السلام آمد بــالای سرش می خواست دست بــه سینــه سلام دهد که تازه فهمیــد دستانش نیستنــد . . .♥•٠
عمره : چند وقت است به آینه نگاه نكردی ؟ مختار : چطور ؟ عمره : موهای سر وصورتت دارد همرنگ دندانهایت می شود . مختار : به نظرت نشان چیست ؟
عمره : نشان آن است كه بر اسب سركش قدرت لگام زده ای ، تو سوار بر قدرتی نه قدرت سوار تو .... مـردان بـزرگ زیر بارهای گران كـمـر خـم نمی كنند ، مــوی سـپـیـد می كنند... تو غم عدالـت داری مختار پس به خودت ظلم نكن كمی هم به فكر خودت باش .
مختار : بر عدل حكومت كردن مثل گردن نهادن بر لبه تیز شمشیر است لحظه ای غفلت كنی شاهرگت پاره می شود هر چه در كار حكومت جلو می روم مظلومیت علـی برایـم ملموس تر می شود . درك غم و رنج علـی جانكاه است عمره ، كمترین اثرش سپید كردن موی است. . .♥•٠
♥•٠ مردی داشت در جنگلهای آفریقا قدم می زد که ناگهان صدای وحشتناکی که دایم داشت بیشتر می شد به گوشش رسید.
به پشت سرش که نگاه کرد دید شیر گرسنهایی با سرعت باورنکردنی دارد به سمتش میآید و بلافاصله مرد پا به فرار گذاشت و شیر که از گرسنگی تورفتگی شکمش کاملا به چشم میزد داشت به او نزدیک و نزدیکتر میشد که ناگهان مرد چاهی را در مقابل خود دید که طنابی از بالا به داخل چاه آویزان بود.
سریع خود را به داخل چاه انداخت و از طناب آویزان شد.تا مقداری صدای نعرههای شیر کمتر شد و مرد نفسی تازه کرد متوجه شد که در درون چاه اژدهایی عریض و طویل با سری بزرگ برای بلعیدن وی لحظهشماری میکند.
مرد داشت به راهی برای نجات از دست شیر و اژدها فکر میکرد که متوجه شد دو موش سفید و سیاه دارند از پایین چاه از طناب بالا میآیند و همزمان دارند طناب را میخورند و میبلعند.
مرد داشت به راهی برای نجات از دست شیر و اژدها فکر میکرد که متوجه شد دو موش سفید و سیاه دارند از پایین چاه از طناب بالا میآیند و همزمان دارند طناب را میخورند و میبلعند.
مرد که خیلی ترسیده بود با شتاب فراوان داشت طناب را تکان میداد تا موشها سقوط کنند اما فایدهایی نداشت و از شدت تکان دادن طناب داشت با دیوارهی چاه برخورد میکرد که ناگهان دید بدنش با چیز نرمی برخورد کرد.
خوب که نگاه کرد دید کندوی عسلی در دیوارهی چاه قرار دارد و دستش که آغشته به عسل بود را لیسید و از شیرینی عسل لذت برد و شروع کرد به خوردن عسل و شیر و اژدها و موشها را فراموش کرد که ناگهان از خواب پرید. خواب ناراحتکنندهای بود و تصمیم گرفت تعبیر آن را بیابد و نزد عالمی رفت که تعبیر خواب میکرد و آن عالم به او گفت تفسیر خوابت خیلی ساده است: ...
محتواي اين وبلاگ منطبق بر قوانين جمهوري اسلامي ايران مي باشد. اين وبگاه در سايت ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي وزارت ارشاد ثبت شده است.
اکثر مطالب وبلاگ داراي منبع از کتب اسلامي و يا سايت هاي ارزشي و مفيد ديني است و کپي برداري از مطالب وبگاه فقط با ذکر منبع بلا مانع است